خرداد و تیر 90
چون 2 ماه از شما دخترگلم گذشته برات مینویسم این دوماه چطور سپری شده:
تا 6 روزگیت خاله سمیرا پیشمون بود و بنده خدا خیلی اذیت شد چون عمو حسینت نمیومد خونه ما که من راحت باشم بخاطر همین من نذاشتم خاله بیشتر بمونه پیشمون.................مامانی ام دیگه حالش خوب شده بود.
روزای اول تو دختر گلم زردی داشتی و مامان و بابا خیلی نگرانت بودن...............مامانی خیلی غصه میخورد که از تو خون میگرفتن............خداروشکر گذشت و زردی تو خیلی حاد نبود...........
تا 40 روزگیت خیلی جون گرفتی ................روزای اول دو ساعت به دوساعت بیدار میشدی و شیر میخوردی و شبها که بیدار میشدی دیگه نمیخوابیدی...........اصولا 2 میخوابیدی و 4 بیدار میشدی..........
مامانی که 4 تیر امتحاناش شروع میشد و غصه امتحاناشو داشت و تو هم خواب روزت رفته رفته کمتر شده بود...........اولین امتحانم زبان بود و چون شنبه بود بابایی تورو نگه داشت و من درس خوندم.........اما روز امتحان مونده بودم تو فینگلی رو کجا بذارم..........با خودم بردمت دانشگاه...........مدیر آموزش کلی غر زد سرم که برای حضور و غیابتون کمکتون کردم ...........قرار نشد سر جلسه امتحان بچه بیارید..........خلاصه استاد زبان که خانم سعیدی نامی بود تو رو نگه د اشت و من امتحان دادم البته تو امور اساتید نشستم.......هرکی ام رد میشد کلی به تو میخندید و بازی میکرد............اون روزای سخت امتحان با تو هم گذشت و خیلی اذیت شدم..........از بابا شهرام به خاطر کمک هاش واقعا ممنونم...........بابایی خیلی کمکم کرد.
20 تیر که تموم شد انگارهمه دنیا رو به من دادن..........روز آخر بردمت گذاشتم پیش همکارم خانم علیزاده .............چون میخواستم برم خونه عزیز جون..........چند روزی هم پیش عزیزات و همسایه موندی...........مامانی خیلی ناراحت میشد که نمیتونست کاری بکنه...........
اینم یه سری از عکس های نازگل من:





خرداد و تیر 90 